در قدیم ، به شیمی دانان کیمیاگر می گفتند و کیمیاگریان در درجه اول دنبال اکسید حیات می گشتند . اکسید حیات اگر پیدا می شد دو ویژگی داشت .
اول جوانی نصیب انسان می کرد و دوم مس را به طلا مبدل می کرد ..
کیمیاگران قریب به هزار سال اکسید حیات را جستجو کردند و پر واضح است که هر چه بیشتر گشتند کمتر یافتند . در قدیم بویژه در قرون وسطی هر پادشاه و هر پرنس یک بساط کیمیاگری داشت . کیمیاگرانی که در کیمیاگری خدمت می کردنند ، موظف بودند اکسید حیات را پیدا کنند .
کیمیاگران در آزمایشگاهای کیمیاگران ، با انواع ترکیبات ور می رفتند و نادانسته به علم شیمی خدمت می کردند . املاح مختلف جیوه و مس بیشترین کاربردها را داشتند .
وضعیت اخیر آنقدر ادامه پیدا کرد تا انکه ( آنتوان لونت لاوازیه در علم شیمی روشنائیهایی پدید آورد و زمینه را برای شکوفاتر شدن علم شیمی آماده کرد . بدین ترتیب شیمی کم کم به صورت یکی از ضوابط و رشته های علوم طبیعی تجلی نمود .
پیش کسوتان شیمی جدید در درجه اول از خود سوال می کردند : چرا ترکیبات یا مواد آلی ( اورگانیک ) و غیر آلی ( آن اورگانیک ) وجود دارد و عناصر ترکیبات چگونه با یکدیگر ترکیب شده اند . آنها حتی اندر باب خرد مواد آلی اگاهیهای زیادی نداشتند و مثلا نمی دانستند آن دو را چگونه می شود تعریف کرد . آنها فقط می دانستند خود شیمی عبارت است از ، علم مطالعه ترکیب مواد و تغیر ترکیب آنها . آنها شیمی را کمی نه در رشته های مجزا نظیر شیمی آلی ، شیمی کانی ، شیمی فزیک و غیره قبول داشتند
ادامه مطلب

